تبلیغات
ضربان دانشگاه
ضربان دانشگاه
 
قالب وبلاگ
وقتی یکی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود

وقتی یکی را دوست دارید، در کنار او که هستید، احساس امنیت می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است

وقتی یکی را دوست دارید، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست

وقتی یکی را دوست دارید، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است

وقتی یکی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید

وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هر کاری بزنید

وقتی یکی را دوست دارید، هر چیزی را که متعلق به اوست، دوست دارید

وقتی یکی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید

وقتی یکی را دوست دارید، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید

وقتی یکی را دوست دارید، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید

وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید به هر جایی بروید که فقط او در کنارتان باشد

وقتی یکی را دوست دارید، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید

وقتی یکی را دوست دارید، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند

وقتی یکی را دوست دارید، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد

وقتی یکی را دوست دارید، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید

وقتی یکی را دوست دارید، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید

وقتی یکی را دوست دارید، واژه تنهایی برایتان بی معناست

وقتی یکی را دوست دارید، آرزوهایتان آرزوهای اوست

وقتی یکی را دوست دارید، به زندگی هم عشق

[ چهارشنبه 9 فروردین 1391 ] [ 12:50 ب.ظ ] [ Vida Mohammadi pour ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

اهل دانشگاهم


شعری زیبا قابل توجه تحصیل کرده های بی پولمان

اهل دانشگاهم— رشته ام علافی ست— جیب هایم خالی ست پدری دارم حسرتش یک شب خواب!— دوستانی همه از دم ناباب— و خدایی که مرا کرده جواب— اهل دانشگاهم— قبله ام استاد است— جانمازم نمره!— خوب می فهمم سهم آینده من بی کاریست— من نمی دانم که چرا می گویند— مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار— و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست— چشم ها را باید شست— جور دیگر باید دید— باید از مردم دانا ترسید!— باید از قیمت دانش نالید!— وبه آن ها فهماند— که من ایجا فهم را فهمیدم— من به گور پدر علم و هنر خندیدم!— کار ما نیست شناسایی هر دمبیلی— کار ما این است که مدرک در دست— فرم بیکاری هر شرکت بی پیکری را پر بکنیم

نظر سنجی
تیپ مورد علاقتون كدومه؟





ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب